زمانی که کلمه نابغه را میشنوید اولین چیزی که به ذهنتان میرسد چیست ؟ اکثر ما ، تصویری میبینیم از مردی با روپوش سفید ،پشت یک میکروسکوپ و درحالیکه یک دستگیره را می چرخاند ،  داد میزند ” هورا ، درمان سرطان را پیدا کردم ”  ….. اما اغلب اوقات ، کشف های علمی یا خلاقانه ، نتیجه تلاش های طولانی ، سخت و دردناک هستند و نه جرقه های الهام بخش ذهنی . این واقعیت غیرجذاب ، موضوع کتاب  ”  نابغه یهویی ؟ : مسیر تدریجی به سمت کشف های خلاقانه ” اثر بیوگرافی نویس بریتانیایی    Andrew robbinson  است که لحظات کلیدی زندگی غول هایی چون ماری کوری ، چارلز داروین ،البرت انیشتین و لئوناردو داوینچی را مورد مطالعه قرار می دهد . نتیجه ای که از تجارب انها میگیرد اینست که” نبوغ خلاق ، نتیجه تلاش انسان های معمولی است و نه الهامات خدایی ابرانسان ها “

همزمان با آن رابینسون یکی از محبوب ترین تئوری های عصر جدید درباره نابغگی را مورد بررسی قرار میدهد که بسیار جالب توجه است .

برای موفق شدن در هرچیزی باید ۱۰ سال هرهفته بمدت ۲۰ ساعت روی ان کار و تمرین کنید … این کار را بکنید و موفقیت غیرقابل اجتناب خواهد بود – اصلا مجبور نیستید که یک نابغه باشید ، در حقیقت اصلا چنین چیزی وجود ندارد “

اریکسون روانشناسی که فرمول سازی قانون ۱۰۰۰۰ ساعت به او نسبت داده شده است ، تحقیقاتش را به این شکل خلاصه میکند : ”

حرفه ای ها ساخته میشوند … متولد نمیشوند . هیچ کس این مطلب را زیر سوال نمیبرد که دست اوردهای موزارت استثنایی بوده اند ….چیزی که غالبا فراموش میشود اینست که تلاشش نیز در زمان خودش استثنایی بود ، تعلیم موسیقی اش قبل از اینکه چهار ساله شود شروع شد ، پدرش اهنگساز ماهر و مربی معروفی بود که یکی از اولین کتاب های مربوط به ویولن را نوشت ، مثل باقی نوازنده های بین المللی ، موزارت یک حرفه ای بدنیا نیامد ، حرفه ای شد”

قانون ده هزار ساعت نتیجه یک تحقیق است که در سال ۱۹۹۰ توسط عده ای از روانشناسان روی افراد موفق انجام شد.  نتیجه تحقیقات پس از انتشار، بسیار مورد استقبال قرار گرفت. مقالات بیشماری در تعریف، تمجید و توصیف قانون ده هزار ساعت نوشته شد.

این گروه با بررسی زندگی حرفه ای افراد موفق به یک نتیجه جالب دست یافتند. آنها زندگی آهنگسازان معروف، فوتبالیست ها، بزرگان دنیای کامپیوتر و … را بررسی کردند. در کمال شگفتی به این نتیجه رسیدند که عموم آنها به طور میانگین؛ برای اینکه به حد کمال خود برسند و ستاره دنیای خود شوند، حدود ده هزار ساعت مداوم و خستگی ناپذیر کار(تمرین) کرده اند؛ و ناخواسته قانون ده هزار ساعت را رعایت کرده اند.

آیا چیزی به نام استعداد ذاتی وجود دارد؟

 

پاسخ مشخص این است: بله. همانطور که همه بازیکن‌های «هاکی» به بازیکن حرفه‌ای تبدیل نمی‌شوند.

تنها عده‌ای به سطح حرفه‌ای می‌رسند؛ آنهایی که استعداد ذاتی دارند. موفقیت، یعنی استعداد به علاوه آمادگی. اما مشکل این دیدگاه آن است که هرچه روانشناسان بیشتر به مشاغل افراد مستعد نگاه می‌کردند، کمتر به نظر می‌رسید که استعداد، در آن شغل تاثیرگذار بوده باشد و بیشتر آمادگی افراد موجب موفقیت‌شان در آن حرفه شده است.

«ک. آندرس اریکسون» – روانشناس – و همکارش این سوال را مطرح کردند که یک ویلن‌زن از ابتدای به دست گرفتن ویلن تا تبدیل شدن به یک نوازنده حرفه‌ای، تاکنون چند ساعت تمرین کرده است؟

آنها نوازندگان ویلن را به سه گروه تقسیم کردند؛ در گروه اول درخشان‌ترین نوازندگان قرار داشتند. در گروه دوم کسانی بودند که به عنوان نوازنده «خوب» مورد داوری قرار گرفتند. در گروه سوم دانشجویانی بودند که احتمال نمی‌رفت هرگز بتوانند به طور حرفه‌ای نوازندگی کنند و قصد داشتند در نظام مدرسه‌های دولتی به معلمان موسیقی تبدیل شوند.

اریکسون به یک نتیجه جالب رسید. نوازندگان برجسته تا زمان رسیدن به ۲۰ سالگی، هر کدام مجموعا ۱۰ هزار ساعت تمرین کرده بودند. برعکس، هنرجویان «خوب» در کل ۸ هزار ساعت و معلمان موسیقی آینده مجموعا ۴ هزار ساعت تمرین کرده بودند. همین نتایج در مورد نوازندگان پیانو نیز تکرار شد.

البته آنها نتوانستند، افراد «بیش از حد زحمتکش» را پیدا کنند؛ افرادی که سخت‌تر از دیگران برای نوازندگی تلاش کرده بودند اما نتوانسته بودند، یک پیانیست یا ویلن‌نواز خوب شوند. البته آدم‌های موفق، افرادی هستند که خیلی سخت تلاش می‌کنند.

این عقیده که اجرای عالی یک کار پیچیده به میزان خاص و حساسی از تمرین احتیاج دارد، دوباره و دوباره در تحقیقات کارشناسان آشکار می‌شود. در واقع دانشمندان به چیزی رسیده‌اند که معتقدند عدد جادویی برای کسب مهارت واقعی این عدد است: ۱۰ هزار ساعت کار.

چطور از قانون ده هزار ساعت استفاده کنیم ؟

اگر بطور میانگین روزانه پنج ساعت برای حرفه مورد علاقه خود وقت بگذارید، حدودا پنج سال و نیم بعد در آن حرفه جز بهترین ها خواهید بود. هر چقدر زمان و ساعتی که در روز وقت میگذارید بیشتر باشد، نتیجه زودتر حاصل خواهد شد. اما باید این مورد را هم در نظر بگیرید که ساعتهای تمرین در روز بستگی به عوامل زیادی خواهد داشت، مانند اینکه علاوه بر تمرین باید درستان هم بخوانید، یا اگر شاغل هستید باید زمان زیادی را صرف کار، استراحت و رفت و برگشت به منزل کنید و ببینید که انرژی باقی مانده در بدنتان چند ساعت تمرین در یک روز را پوشش میدهد.

نگران ساعاتی که باید تمرین کنید، نباشید؛ چیزی که اهمیت دارد خود تمرین است، شما میتوانید حتی روزی دو ساعت تمرین کنید، اما تمرین را به هیچ عنوان کنار نگذارید! کسی که شما را مجبور نکرده در پنج سال در رشته خود فوق تخصص بگیرید! حالا چند سال دیرتر چه اشکالی دارد. عنوان متخصص میتواند مدتی منتظر شما بماند. اما ادامه دادن این راه خیلی اهمیت دارد. “بقول قدیمی ها آهسته و پیوسته” میتوان هر قله ای را فتح کرد.